جمله پند آموز
هر پيشرفت و موفقيتي از انديشه سرچشمه مي گيرد
چقدر وضعیت غمگینی است: یک کارمند معمولی حدود 19 ساعت را در هفته (شامل 6 ساعت در آخر هفته ها) به نگرانی در مورد حرف ها و کارهایی که مدیرش می گوید و انجام می دهد، اختصاص می دهد.
اما خوشبختانه حتی برای تحمل کردن مدیرهای بسیار فتنه انگیز نیز همچون مدیرانی که قابلیت مدیریت ندارد، راه هایی وجود دارد. برای این منظور با ما همراه باشید.


چقدر وضعیت غمگینی است: یک کارمند معمولی حدود 19 ساعت را در هفته (شامل 6 ساعت در آخر هفته ها) به نگرانی در مورد حرف ها و کارهایی که مدیرش می گوید و انجام می دهد، اختصاص می دهد. اما خوشبختانه حتی برای تحمل کردن مدیرهای بسیار فتنه انگیز نیز همچون مدیرانی که قابلیت مدیریت ندارد، راه هایی وجود دارد. برای این منظور با ما همراه باشید.

1. بزرگ کننده مسایل کوچک

چنین مدیرهایی تمایل بسیاری به هدر دادن وقت برای دوباره کاری و نوشتن گزارش کاری دارند. این افراد کمال گرا، حس عدم اعتماد را به کارمند منتقل می کنند و مانع از پیشرفت او می شوند. برای تحمل این شرایط بهترین کار این است که با این نوع مدیران ارتباط زیادی برقرار کنید و بیش از حد نرمال برای او گزارش کار بنویسید.


2. مداخله نکننده

کارمندان این مدیرها با آزادی عمل بیشتر کار می کنند اما عدم راهنمایی او می تواند هزینه زیادی برای شما در پی داشته باشد. این نوع مدیران به شما اجازه می دهند تا بهترین کار خود را انجام دهید اما هنگام مواجهه با مسایلی که درست پیش نمی روند، به شما هیچ کمکی نمی کنند. چنین سیاستی چندان هم خوب نیست زیرا کارمند به بازخورد و واکنش در مورد کارهای خود نیاز دارد. بنابراین، برای تحمل چنین شرایطی جلسات منظم تشکیل دهید و در مورد مسایل مهم و بحرانی شرکت با هم صحبت کنید.

3. معتاد کار

اینگونه مدیرها مرزی بین کار و زندگی شخصی قائل نیستند. آنها تصور می کنند زندگی استاندارد و نرمال آدم ها در ادغام با کار زیاد در شرکت معنا پیدا می کند. اما چون مدیر شما بدون خستگی کار می کند دلیل نمی شود شما هم پابه پای او زحمت بکشید. اگر مدیرتان شما را نیز تحت فشار قرار داد تا بی وقفه و نامتعادل کار کنید، به او بفهمانید کارهای شما به خوبی پیش می روند و برای مرحله بعد برنامه ریزی کنید. اگر در روزهای تعطیل و غیرکاری این‌باکس ایمیل شما پر از ایمیل های مدیرتان می شود، به او بفهمانید تعهدات زندگی شخصی شما باعث می شوند تا نتوانید در آخر هفته ها ایمیل های کاری را چک کنید. اگر این ایمیل ها بحث طولانی به دنبال داشت، در پاسخ یک مکالمه در طول ساعت کاری را برنامه ریزی کنید.

4. دوست

اینگونه مدیرها بیشتر شبیه همکار هستند تا مدیر. آنها به شخصیت خود بیشتر از حرفه‌شان اهمیت می دهند و این رفاقت تا زمانی که شما هم رفتار دوستانه ای داشته باشید ادامه دارد. اما سعی کنید خیلی با هم دوست نباشید. منظور این است که، با هم ناهار بخورید یا با هم بیرون بروید ولی هرگز در مورد مسایل جدی، مشکلات شخصی همچون ازدواج یا خانواده با هم صحبت نکنید. مدیر صمیمی و مهربان کار را برای کارمند بسیار راحت می کند اما به یاد داشته باشید شغل و درآمد مدیر شما به انجام وظایف شما بستگی دارد. بنابراین، هنگامی که مشکلی در کار پیش می آید منتظر تغییر رویه و رفتار او باشید.

5. ناکارآمد

مدیر جدید شما به اندازه سال هایی که شما در این شرکت بوده اید تجربه کار در اینجا را ندارد پس چرا باید به او گزارش کار بدهید؟ برخی از مدیرها بدون اینکه لایق باشند به این سمت برگزیده می شوند. اما به جای دلخوری از او به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید. سعی کنید با ذهنی باز به ایده های او فکر کنید و هرجا که برایتان واضح نیست از او سوال بپرسید. همیشه منتظر اتفاق های خوب و پیشرفت در شغل خود باشید.

6. فریاد زننده

بعضی از مدیرها همیشه صدای بالایی دارند و با داد و فریاد دستورات خود را مطرح می کنند. وقتی کاری را خراب می کنید او داد می زند و تصور می کند با این کار می تواند مشکل ایجاد شده را از بین برد. در مقابل فریادهای او چه باید کرد؟ تصور کنید در تیم فوتبال هستید و مدیر شما در واقع مربی فوتبال شماست. یا مثلا می توانید با صدایی خیلی آرام پاسخ او را بدهید تا فاصله صدای خود و شما را ببیند شاید متوجه بالا بودن صدای خودش بشود.


7. ریزبین

برخی از مدیرها بسیار به جزئیات مسایل اهمیت می دهند و بسیار نکته سنج هستند. حتی وقتی کاری را درست انجام می دهید چیزی برای انتقاد پیدا می کنند. یا تغییرات بی مورد ایجاد می کنند، مثلا خطوط اطراف فایل پاورپوینتی که شما طراحی کرده اید را از قرمز به آبی تغییر رنگ می دهند. شما با این افراد هیچ کاری نمی توانید انجام دهید زیرا ذاتا ریزبین هستند و جزئیات برایشان مهم است. با این افراد باید کاملا منطقی روبه رو شوید. هنگامی که از کار خود دفاع می کنید، ترکیبی از سوال ها و محرک هایی را آماده کنید که باعث شود تا حدس و گمانه زنی هایی در مورد کار شما داشته باشد.

به طور مثال، «من کاری که شما انجام دادید را دوست داشتم اما ضرب الاجلی که برای ما تعیین شده بود باعث شد تا به جای تمرکز روی X، روی Y تمرکز کنم.» یا «آیا دوست دارید از روشی دیگر برای انجام پروژه استفاده کنیم؟» این حق انتخاب ها باعث می شود تا هر دو طرف پیروز و خرسند باشید.

8. زودتسلیم

آیا می خواهی زودتر بروی؟ مشکلی نیست! سازمان و ساختارهای آن برای این نوع مدیرها اهمیت ندارد. این افراد بیشتر به حل درگیری ها علاقه دارند تا نتیجه کارها. این مدیر هیچ گاه شما را برای بهبود کارتان تشویق نمی کند و به همین دلیل هیچ پیشرفتی در کار نخواهید داشت و همیشه در وضعیتی ثابت خواهید بود. برای کنار آمدن با این مساله، بهتر است در کارهای گروهی شرکت کنید و از همکاران خود راهنمایی بگیرید. به این ترتیب، به جای هدر دادن ساعات کاری خود می توانید مفید ظاهر شوید.

9. سوءاستفاده چی

این مدیرهای حیله گر از اینکه وعده های دروغین به کارمندان بدهند تا کارشان پیش برود هیچ ترسی ندارند. فعالیت های آنها همچون شخصیتشان سوال برانگیز است و می تواند به شما درس اخلاق و توانایی نه گفتن با دلایل منطقی و انتخاب های جایگزین بدهد. برای کنار آمدن با این شرایط، سوال های او را به طرز دیگری بیان و مکالمات خود را مکتوب کنید. در نتیجه کار شما افزایش نمی یابد و قول هایی که به شما داده نیز فراموش نمی شوند.

10. نامتعادل

به طور مثال، هفته گذشته هر روز با هم چای می خوردید. اما این هفته همه میزهایشان را دایره وار گذاشته اند چون مدیر شما مقاله ای خوانده که این کار باعث افزایش بازدهی کار می شود. از این افراد چیزهای زیادی می توان آموخت اما به خود اجازه ندهید به هر ساز او برقصید. اگر همه تغییراتی که می خواهد را انجام دهید، خود و دیگران را دیوانه می کنید. سعی کنید فقط مواردی را اعمال کنید که واقعا در بهبود کار شما موثر هستند و بیشتر از معایب مزایا دارند.
ساعت : 4:40 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی | مطلب قبلی

بیا اینجا | next page | next page